دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۰۴
سرویس: مقالات
 |  25/ اردیبهشت/ 1398 - 9:29
  |   نظرات: بدون نظر
14 بازدید بازدید

از چپ تا راست؛ همه نگاه ها با بالاست


ایالات متحده آمریکا در راستای فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی ایران اهداف چندگانه ای را در سطوح داخلی، منطقه ای وبین المللی دنبال می کند.منزوی کردن ایران درعرصه منطقه ای و بین المللی، و ایجاد شکاف با هدف نهایی فروپاشی در عرصه داخلی اهدافی است که تیم حاضر در کاخ سفید آن را دنبال می کنند. مواجهه و مقابله با این رویکرد خصمانه در قالب راهبرد مقاومت حداکثری قابل تبیین است. با این حال کارشناسان و فعالان سیاسی در عرصه داخلی راهکارهای متفاوتی در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ارائه می کنند. هر چند این راهکارها عمدتا معطوف به نقش دولت و سایر ارکان حاکمیتی است.
اغلب این کارشناسان همانند حجت السلام حسن روحانی، رئیس جمهوری، معتقدند هدف اصلی دور جدید تحریم ها، افزایش نارضایتی ها و از بین مردم امید جامعه است، به نظر می رسد فراتر از تمهیدات دیپلماتیک در عرصه بین المللی، به تمهیدات ویژه ای درعرصه داخلی نیاز هست که به صورت مشخص معطوف به شرایط و وضعیت مادی و روحی مردم ایران باشد. در ادامه به بررسی راهکارهای مطرح شده که شامل طیفی از پیشنهادات اقتصادی تا سیاسی و اجتماعی هست می پردازیم:

** اقتصاد است، اقتصاد است، اقتصاد…
برطرف کردن اشتباهات اقتصادی گذشته، دست برداشتن از سیستم نامبارک سه نرخی، افزایش تولید و فراهم کردن شرایطی که مردم در تهیه ضروریات اولیه خود دچار مشکل نباشند، تغییر در مدیریت صحنه اقتصادی کشور، استفاده از نیروهای کارآمدتر و شایسته تر، تعدیل شکاف‌های درآمدی، بها دادن به اقتصاد مقاومتی، حرکت به سمت توسعه درونزا و پذیرفتن ریسک جدا شدن اقتصاد از نفت تنها بخشی از راهکارهایی هست که هر کدام از کارشناسان از زاویه دید خود به طرح آنها پرداخته اند.
هرچند عمدتا تحلیلگران اصولگرا همچون عباس سلیمی نمین، غلامرضا مصباحی مقدم و احمد توکلی صرفا بر روی راهکارهای اقتصادی تاکید دارند اما در این میان آنها تنها نبوده و برخی از تحلیلگران میانه رو و مستقل هم توجه به مسائل اقتصادی را حائز اهمیت می دانند. به عنوان مثال حشمت الله فلاحت پیشه رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تنها راهکار خروج کشور از فشار موجود را حذف نیروهای کارشکنی که مانع از به ثمر رسیدن طرح ها اقتصادی که منجر به تولید محصولات غیرقابل تحریم می گردند، معرفی می کند.
اما به نظر می رسد در این خصوص یک تفاوت عمده میان تحلیل اصولگرایان و اصلاح طلب وجود دارد و آن قرار گرفتن نوک پیکان انتقادات اقتصادی اصولگرایان به سمت تیم اقتصادی دولت هست اما برای اصلاح طلبان این انتقادات علاوه بر دولت شامل باقی نهادها و ارکان حکومتی هم می شود.
برای درک بهتر این تفاوت بهتر است تا نقل قولی از سلیمی نمین را بازخوانی کنیم:«سازمان ها و نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، بنیاد علوی و ستاد اجرایی فرمان امام در سال‌های اخیر اقدامات خوبی در حمایت از بخش‌های کم درآمد جامعه انجام داده‌اند و اگر مردم از این اقدامات با خبر شوند، تحمل مردم برای پذیرش شرایط دشوار امروز جامعه افزایش می یابد.»
انتقاداتی که همواره در طول دوره های مختلف به دولت ها مطرح شده است، و حتی در دولت اخیر باعث تغییر چند عضو مهم تیم اقتصادی دولت هم گردید، اما از سوی این تحلیلگران بیان نمی شود و همچنان وضعیت کشور در مرحله ای خطیر قرار دارد.

** تغییر در سیاست های اجتماعی
چنانکه گفته شد، برخی از چهره ها راه حل ها را صرفا اقتصادی تصور می کنند و معتقد هستند در صورت یافتن راهکاری برای کاهش فشار اقتصادی، انسجام و همدلی اجتماعی هم ایجاد خواهد شد.
اما از سوی دیگر کسانی همچون محمد علی ابطحی معتقدند در کنار راهکارهای اقتصادی که توسط خبرگان اقتصادی ارائه می گردد، باید توجه ویژه ای هم به دغدغه های اجتماعی وجود داشته باشد. ابطحی نقطه تاکید را بر مسئله «اتحاد و یکدلی جامعه» قرار می دهد. همانطور که شهیندخت مولاوردی از «حفظ انسجام، همبستگی و همدلی داخلی» می گوید و عماد افروغ نیز از عبارت «اعتماد سازی» برای این منظور بهره می برد.
دستیابی به مرحله ای که تمامی مردم ایران از هر قشر و قومی خود را در ساخت ایران سهیم بداند، ابطحی معتقد است رخ نخواهد داد تا آن زمان که برخی ارکان دارای قدرت در حاکمیت، خواهان وقوع چنین اتفاقی شوند. اما شهیندخت مولاوردی امیدوارانه تر به مسئله نگاه می کند و مدعی است بر اساس جمع بندی های ضمنی صورت گرفته توسط کارگروه های تخصصی احزاب اصلاح طلب، مهمترین راهکار رسیدن به این هدف تن دادن به گفت وگوی ملی است.هر چند در خصوص چند و چون ایده گفت وگوی ملی که مدت هاست در محافل سیاسی هر دو جناح مطرح است، راهبرد مشخصی مطرح نمی شود.

** همه نگاه ها به بالاست!
نقطه مشترک راهکارهای ارائه شده از سوی کارشناسانی که در روزهای اخیر نظرات خود را با ما در میان گذاشته اند، فارغ از گرایش سیاسی آن ها، اذعان به ناتوانی جامعه مدنی و نهادها وابسته به آن برای نقش آفرینی موثر در شرایط موجود است.
عماد افروغ معتقد است: در حقیقت قدرت اجتماعی در ایران به قدرت سیاسی اعتماد کرد و البته از این اعتماد آسیب دید و در شرایط موجود نمی شود از فعالین قلمرو اجتماعی توقع نقش آفرینی موثر را داشت. انتظار داشتن از قلمرو اجتماعی بدون لحاظ کردن قدرت سیاسی، نشان دادن آدرس اشتباه است.
غلامرضا مصباحی مقدم همین عبارت را با بیانی دیگر توضیح می دهد و می گوید: حرکت در جهت وحدت ملی و انسجام آفرینی که منجر به اعتماد عمومی به دولت شود، وظیفه احزاب و نیروهای سیاسی است. اما مجددا باید اذعان داشت مدیریت صحنه در اختیار دولت است و نمی شود از فعالین سیاسی، انتظار زیادی داشت.
شهیندخت مولاوردی هم اساسا یکی از علل ایجاد وضع موجود را ناشی از ضعف مدنی می داند و می گوید: یکی از دلایلی که امروز در کشور انسجام کافی احساس نمی شود به ضعف مدنی باز می گردد. این نهادها قدرت یا اجازه لازم برای کنشگری موثر در سطح جامعه را ندارند.
در نتیجه چنین واقعیاتی هست که غلامرضا ظریفیان فعال سیاسی اصلاح طلب و استاد تاریخ صحبت از ضرورت وجود استراتژی روشن در بدنه حاکمیت برای مقابله با تحریم ها می کند و می گوید: سطوح حاکمیتی در ابتدا باید درک واحدی از شرایط موجود پیدا کنند. متاسفانه احساس می شود در حال حاضر درک مشترکی از مسئله ای که ایران درگیر آن است، وجود ندارد. در حالی که این درک مشترک منجر به اتخاذ راهبردی درست که مورد تفاهم تمام بخش های حاکمیتی است، می شود و توسط خود ارکان حکومت نفی نخواهد شد.
ظریفیان معتقد است تنها پس از این درک مشترک است که امکان بروز و ظهور برای لایه های مختلف جامعه مدنی فراهم می شود: اگر مسئولان این درک مشترک را به جامعه منتقل کنند که تقسیم وظایف صورت گرفته و اولویت بندی ها مشخص شده است، اجزای جامعه مدنی همچون احزاب، موسسات مردم نهاد و رسانه ها هم می توانند نقش خود را در همراهی و پشتیبانی دولت و حاکمیت به خوبی ایفا کنند.
این نگاه دقیقا تاکید بر زاویه نگاهی است که افروغِ اصولگرا و استاد جامعه شناسی در خصوص انسجام سیستمی می گوید: انسجام سیستمی در ایران وضعیت خوبی ندارد و نهادهای رسمی هماهنگ نبوده و منظومه ای حرکت نمی کنند. مشکل ما این است که حتی در تفکر جناحی هم انسجام وجود ندارد و بخش های مختلف یک جناح سیاسی مسیرهای مختلفی می‌روند. این عدم انسجام سیستمی مشکلات ما را تشدید کرده است و باید تلاش کنیم تا این انسجام در جهتی مثبت و متعالی ایجاد شود.
افروغ که به مانند مولاوردی، توکلی و ظریفیان معتقد است مردم ایران در مواقع بحرانی از خود انسجام مناسبی را نشان می دهند با کمک گرفتن از مثال نقش آفرینی گروه های مختلف مردم در یاری رساندن به سیل زدگان اخیر، هم عقیده با ظریفیان این انسجام را موقت می داند.
آنها معتقدند زمانی انسجام اجتماعی می تواند در جنگ امید به کمک کشور بیاید که توسط یک استراتژی مشخص ناشی از انسجام سیستمی توسط نهادهای حاکمیتی ایران راهبری شود. نقطه نظری که شهیندخت مولاوردی به بیانی دیگر آن را مطرح می کند: اگر نهادهای مدنی توان، قدرت و تاب آوری لازم را داشته باشند به عنوان یک شریک در کنار دولت و حاکمیت می توانند اثرات پایداری در تقویت اعتماد و امید اجتماعی ایفا کنند.
سیام**ا.م**۲۰۲۱**

انتهای پیام /*



لینک منبع


این مطلب را به اشتراک بگذارید sms whatsapp

آمار بازدید:

بازدید امروز: 62 بازدید

بازدید دیروز: 225 بازدید

بازدید کل : 357388 بازدید

افراد آنلاین: 0 نفر